حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
204
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
55 . فقير صادق كسى است كه با صحت رضايش دربارهء آنچه از سببها بر او وارد مىشود ، اختيارى ندارد . 56 . اسرار ما بكر است ، وهم واهم بدان نرسد . 57 . عمرت را در عمارة باطن فانى گردانيدى ، پس فناء در توحيد كجاست ؟ 58 . ناسوتم را در لاهوتت فانى كردم ، پس به حق ناسوتت بر لاهوتت سوگند كه بر آنكس كه سعى در كشتنام دارد ، ترحم آورى . 59 . از او دربارهء وقت عارف پرسيده شد ، گفت : وقت صفت صاحب وقت است ، هر كه با صفت خويش آرام گيرد او را با حق صحبت نباشد . و نيز وقت غير حق است و عارف را با غير حق آرام نباشد . و هركه آرام گرفت طلب به جاى بگذاشت و به جاى گذاشتن طلب اعراض از حق است . و معرض از حق نزد اين طايفه برابر بتپرستى است . پرسيدند چرا چنين است ؟ گفت : از بهر آنكه وقت فرجتى است كه صاحب وقت در آن فرجت نفسى برآرد از اندوهاى خويش . 60 . خداوند ، خلق را به دنيا امتحان كرد ، هركه ترك آن بگويد و او بر آن قادر باشد ، او را در بهشت ده چندان هست . 61 . هيچ كس حق را نپرستيد به چيزى عزيزتر از محبّت حق را . 62 . خداوند راست ، هر روزى چهل هزار حكمت در جنّات نعيم ، هر حكمتى بر حسنات و انوار و ملك مضاعف است تا آباد . 63 . خداوند معروف است به آيات ، مذكور است به صنايع ، موجود است به انوار ، معبود است به كلمات ؛ هيچ چشمى او را در نيابد ، و او همه چشمى دريابد ، ازليست . 64 . رحمتهاى حق عدد نپذيرد . هركه مشرف شود به يك نظر از او ، سعيدش گرداند به سعادت آباد . 65 . قرآن قيامت است ، دنيا آيت بهشت و دوزخ است ؛ خنك آن را كه معرفت خالق از معرفت مخلوقش مشغول كند . 66 . خداوند سبحان ، صاحب آيات است ، معيد رفات ، و محيى اموات است . آزال مطويست به يمين او ، آباد مكسور نزد او ، حق گويد روز قيامت كه ملك ملوكم ، اين آن روز است كه همه روزها با آنچه رفته است ، باز وى آيد .